دنيا به مثال کوزه اي زرين است
اين آب کمي تلخ کمي شيرين است
از دوست جدا شدن چه سخت است
اين بازي تلخ سرنوشت است
مرغ شب خوابيد
و من از گريه بيدارم هنوز
گر چه رفتي از برم
مشتاق ديدارم هنوز
شمع سوزان توام
اين گونه خاموشم نکن
از کنارت ميروم
اما فراموشم نکن
...
چهارشنبه ششم شهریور 1387 |